الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

50

نويد امن و امان (فارسى)

مىشويم غرض اين است كه عقيده به زمامدار عادل و خداپرست ، روحيه شيعه را از ستم و تجاوز ، گريزان و او را از كرنش و احترام و تعظيم در برابر ستمگران متنفر ساخته است . بنابر آنچه گفته شد حتما و قطعا موضوع جانشينى و رهبرى امّت مورد توجّه پيغمبر اعظم اسلام بوده و امكان ندارد پيغمبرى كه حتى در بيان مستحبّات و مكروهات و مسائلى كه دخالت جزئى در سعادت امّت داشته مسامحه نفرموده ؛ در موضوع خطير خلافت كه فوق العاده اهميّت دارد برنامه و تربيتى نداده باشد و پس از اين مقدمات اين سؤال پيش مىآيد . سؤال : پيامبر اعظم چه اشخاصى را به جانشينى خود معرفى فرمود و آيا همانطور كه ساير برنامه‌ها و احكام اسلام از كتاب يا سنّت استنباط و استفاده مىشود ، مىتوانيم با مراجعه به قرآن مجيد و احاديث شريف ، رهبران واقعى امّت را پس از پيغمبر بشناسيم ؟ و آيا احاديث و نصوص معتبرى كه ما را در اين موضوع راهنمائى كند ، در مآخذ و مصادر اسلامى مورد اعتماد وجود دارد ؟ جواب : اين موضوع ، هم در قرآن مجيد و هم در احاديث شريفه ذكر شده است و با اينكه سياستهاى حكّام وقت ، نقل و بيان اين مدارك و اخبار را ممنوع و به شدّت مؤاخذه مىنمودند بقدرى كه در اين موضوع احاديث و اخبار در مصادر معتبر ضبط است در كمتر مسأله‌اى از